شبهای دلتنگی



۱۶ شهریور ۱۳۹۹ / ۲۳:۰۱:۰۰
۴۸۹


تقدیم به پیشگاه مقدس امام عصر(ع)

داستانک مهدوی   🌿

 

نوشته‌اش را برای بار سوم مرور کرد. با پنجاه و نه جمله که با عبارت “بیا ” آغاز شده بود؛ نور را دعوت به آمدن کرده بود و خورشید را دعوت به تابش مستقیم!

یک عبارت مانده به آخر، تأمّل کرد:

 

ــ نکند طاقت نیاوریم!

ــ نکند مثـل اهل کوفه عمل کنیم!

ــ نکند هم چون قریش بیعت‌شکنی کنیم!

 

این بار، نقطه را از زیر پاک کرد و آن را در بالای کرسی نشاند…

امّا مجدّداً با خود گفت: «آمدن او، بسته به بیعت و اطاعت و طاقت من نیست! پایداری در بیعت، توفیقی است که به هر کس عطا شود خوشا بر احوالش…»


چندرسانه‌ای :



برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.